کودکی …

نوشته شده بوسیله : محبوبه در ساعت ۲:۰۷ ب.ظ | تاریخ : ۱۷ اسفند ۱۳۸۶

مدت زیادی از تولد برادر ساکی کوچولو نگذشته بود . ساکی مدام اصرار می کرد به پدر و مادرش که با نوزاد جدید تنهایش بگذارند
پدر و مادر می ترسیدند ساکی هم مثل بیشتر بچه های چهار پنج ساله به برادرش حسودی کند و بخواهد به او آسیبی برساند . این بود که جوابشان همیشه نه بود . اما در رفتار ساکی هیچ نشانی از حسادت دیده نمی شد ، با نوزاد مهربان بود و اصرارش هم برای تنها ماندن با او روز به روز بیشتر می شد ،‌ بالاخره پدر و مادرش تصمیم گرفتند موافقت کنند .
ساکی با خوشحالی به اتاق نوزاد رفت و در را پشت سرش بست . امالای در باز مانده بود و پدر و مادر کنجکاوش می توانستند مخفیانه نگاه کنند و بشنوند . آنها ساکی کوچولو را دیدند که آهسته به طرف برادر کوچکترش رفت. صورتش را روی صورت او گذاشت و به آرامی گفت : نی نی کوچولو ، به من بگو خدا چه جوریه ؟ من داره یادم میره !



تحت دسته : ادبی
نظرات (۱۴)

نظرات این پست را از طریق RSS دنبال کنید!

۱۴ نظر برای ”کودکی …“

  1. حجت گفته:
    نوشته شده در ساعت ۲:۲۳ ب.ظ | ۱۷ اسفند ۱۳۸۶

    قشنگ بود

    [پاسخ]

  2. زهرا گفته:
    نوشته شده در ساعت ۲:۵۲ ب.ظ | ۱۷ اسفند ۱۳۸۶

    وای خیلی قشنگ بود. بازم بنویس من دوباره میام. تو هم بیا.

    [پاسخ]

  3. دل پناه گفته:
    نوشته شده در ساعت ۳:۱۳ ب.ظ | ۱۷ اسفند ۱۳۸۶


    [پاسخ]

  4. مهدی گفته:
    نوشته شده در ساعت ۵:۱۵ ب.ظ | ۱۷ اسفند ۱۳۸۶

    کاش دوباره کودک میشدیم
    چه معصومیتی داشتیم
    وای خدااااااااااااااااااااااااا

    [پاسخ]

  5. نویسنده گفته:
    نوشته شده در ساعت ۶:۳۹ ب.ظ | ۱۷ اسفند ۱۳۸۶

    زیبا بود

    [پاسخ]

  6. مجید دلتنگی گفته:
    نوشته شده در ساعت ۸:۰۱ ب.ظ | ۱۷ اسفند ۱۳۸۶

    سلام.خوبین.خوشحال میشم به من هم سر بزنید

    [پاسخ]

  7. بهزاد110 گفته:
    نوشته شده در ساعت ۹:۴۹ ب.ظ | ۱۷ اسفند ۱۳۸۶

    سلام وب قشنگی داری امیدوارم موفق باشید اگر خواستید میتوانید با من تبادل لینک کنید مرسی من را با نام انواع فیلترشکن در siajoon در وبلاگتان قرار دهید و بگویید من شما را با چه نامی در وبلاگم قرار دهم مرسی م-و-بهزاد۱۱۰esf

    [پاسخ]

  8. ملی گفته:
    نوشته شده در ساعت ۱۰:۳۰ ب.ظ | ۱۷ اسفند ۱۳۸۶

    چقه قشنگ بود…


    چقه؟!!

    [پاسخ]

  9. محمدعلی گفته:
    نوشته شده در ساعت ۱۱:۰۵ ب.ظ | ۱۷ اسفند ۱۳۸۶

    سلام
    ممنون که سر زدی قرار نشد بهتر از ما حرف بزنیا
    موفق باشی

    [پاسخ]

  10. ح.م گفته:
    نوشته شده در ساعت ۱۲:۱۱ ق.ظ | ۱۸ اسفند ۱۳۸۶

    سلام وب زیبا و با وجاهتی دارید. به ما سر بزنید خوشحال میشیم

    [پاسخ]

  11. مهگل گفته:
    نوشته شده در ساعت ۲:۰۲ ق.ظ | ۱۸ اسفند ۱۳۸۶

    اققق… قشنگ بود !که نگو!!!!!!!!!!!…..

    [پاسخ]

  12. علی گفته:
    نوشته شده در ساعت ۹:۲۷ ق.ظ | ۱۸ اسفند ۱۳۸۶

    سلام
    قشنگ بود
    به امید موفقیت روز افزون

    [پاسخ]

  13. مجید دلتنگی گفته:
    نوشته شده در ساعت ۱:۲۳ ب.ظ | ۱۸ اسفند ۱۳۸۶

    رحلت پیامبر اکرم (ص)

    شهادت امام حسن مجتبی (ع) و همچنین امام رضا (ع)

    را به اما زمان (ع) و شما دوستان گلم تسلیت می گم.

    [پاسخ]

  14. شیما گفته:
    نوشته شده در ساعت ۱۰:۱۸ ق.ظ | ۲۱ اسفند ۱۳۸۶

    فوق العاده بود!!!!!

    [پاسخ]

درج یک نظر