الماس شرق، در خروجی :
*خانوم بیا فالت بگیرم!
- نه خانوم؛ ممنون!
+ محبوب برو فالت بگیره، باحاله ها.
-برو بابا؛ من پو.ل واسه این خرافات نمی دم.
+ تو برو؛ من پولشو می دم.
-ببین؛ من خنده ام می گیره ها. حیف پول نیست آخه؟
+ تو برو فالتو بگیره، بخندیم بهت. من پولشو می دم.
-باشه؛ پولشو تو می دیا؛ منم اگه وسطش خندیدم، دعوام نکنین.
*محبوبه خانوم حرف نمی زنی؛ وقتی می زنی، قلنبه های آبدار می زنی
به تو می گن هیچی نمی شی، ازهمه بالاتر می شی
عروس حاجی می شی، میوه دل خویشان می شی
یک روز است شیک راه می ری، یه موقع است حوصله خودتو نداری
یک سفر دبی هم در پیش داری
مادر نصیحتت می کنه، گوش کن به حرفش
گاه و گاه گوش می کنی، گاه وقتی فراموش می کنی
رای ت باشه دنیا رو گلستون می کنی، عصبانی بری، هیچ کار نمی کنی
تو خوابای خوب می بینی، می خوای تعریف کنی، یادت می ره
عشق خیاطی هم داری،حوصله کار کردنشو نداری
عشق رانندگی هم داری
دو سالم در غریبی می گردی
ایشاا… از همین جا بری، خبر خوشی بهت می رسه
یه جفت مهره مار هم همرات کن، واست خوبه
چشم نظر به دنبال زنگیت زیاده، کور شن ایشاا…
بلندت کنه خدا، بکش به پیشانیت، بگو یا امام رضا
_______________________________
از اول تا آخرشو داشتم می خندیدم. تازه آخر سر هم می خواست یه مهره مار بهم بندازه …
جاتون خالی؛ تا چند روز سوژه خنده مون بود.
*ادامه مطلب واستون یه عکس از آب نمای الماس شرق گذاشتم.
راستش خیلی می خواستم عکس از الماس شرق بذارم اما واقعاً واسه دیدین خوب بود؛ واسه عکاسی سوژه خوبی نبود.
اول از همه تسلیت به خاطر از دست دادن عالم بزرگوار آیت ا… بهجت!
دوم : مشهد جای همگی بسیار خالی بود. همه ی همه.
زیارتش که عالی بود و غیر قابل وصف و سیاحتیش هم “باغ نادری”، “الماس شرق”، “چالیدره” و “طرقبه” رو رفتیم. یکی دو مورد گفتی دارم که تو پستای بعدی میگم.
و اما
سوم ( و مطلب اصلی امروز ) :
- آبی می پوشی؛ می گن : “استقلالی هستی؟” “تو هم با مُدی که!”
- قرمز می پوشی؛ می گن : “ای ول! تو هم قرمزته؟”
- سبز* می پوشی؛ می گن : “چی شده سبز پوشیدی؟ طرفدار میرحسینی؟”
- مشکی می پوشی؛ می گن: “طوری شده؟ خدای نکرده کسی رو از دست دادی؟”
- هر رنگی بپوشی؛ یه چیزی می گن. تو بگو چه رنگ بپوشم؟!
* راستش امروز مانتو و شال و کفش سبز پوشیده بودم؛ هرکی یه چیزی می گفت. یهو یادم اومد از اول سال تا حالا دفعه ی اولی که تریپ آبی یا قرمز یا مشکی زدم، اون حرفای بالا بهم زده شد. خیلی واسم جالب بود که چرا ما آدما رنگارو به یه چیزی نسبت می دیم آخر؟!
یه ۲ ساعتی میشه که رسیدم خونه.
کلی کار دارم.
سر فرصت میام و از اونجامیگم.
فقط خواستم بگم اونجا خیلی یادتون کردم.
امیدوارم همگی خوبِ خوب باشین.
سلام به همگی؛ چهارشنبه اگه خدا بخواد عازم مشهد هستم خواستم حلالیت بطلبم. اگه هم کاری هست؛ در خدمتم. به یاد همتون هستم.التماس دعا ![]()
![]()
دانشکده رو دوست دارم
به خاطر محیط بسیار
دوستا نه اش
به خاطر جاری بودن
زندگی در درونش
به خاطر جشن های
هفت سینش
به خاطر جمع
دوستانه ی بچه هایش
به خاطر سفر های
خاطره انگیزش
به خاطر مراسم های
عرفه و محرمش
به خاطر استادهای
همچو پدرش
به خاطر همایش های
بسیار خوبش
به خاطر بازدید های
علمی فراوانش
به خاطر اسکیس ها و
کارهای عملی بسیار دل نشینش
به خاطر شب شعرهای
دل چسبش
و حتی
به خاطر کوچه های
تنگ و ناامنش
.روز هایی که در
کنارت نباشم دلم برایت تنگ خواهد شد .. .
معرفی می کنم؛
این شما و این هم فتوبلاگ بنده : http://dellneveshteha.aminus3.com/
از این به بعد روزی یه عکس رو در دید عموم (عَموم یا عُموم؟
) قرار می دم.
نظر یادتون نره.
دوستان عکاس هم در این زمینه منو یاری بدن. ممنون!
________________________
برنده این دوره مسابقات عکاسی ( عکس اول ) متعلق به آقا سینا
اول از همه فرارسیدن ایام فاطمیه رو به همه تسلیت عرض می کنم؛ امیدوارم نهایت بهره رو از این زمان ببریم. التماس دعا!
و اما مسابقه شماره ۹ :
۱٫

۲٫
