سفر

نوشته شده بوسیله : محبوبه در ساعت ۱:۳۷ ب.ظ | تاریخ : ۲۰ تیر ۱۳۸۷

دارم می رم یه جای دور …

کوله بارم رو بسته ام …

می دونم حرف دلتون اینه :

حالا چرا گریه می کنین بابا؟!

قول می دم زود بیام

اگه اونجا دسترسی به نت داشتم که شک نکنین نمی تونم سر نزنم؛ اگه هم دسترسی نبود که یه دو هفته دیگه منتظر بمونین

حالا گریه نکنین …

دوستون دارم

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پ.ن

اگه ویویو smsهام  رو دریافت بکنه می تونین از اینجا ازم خبر دار باشین

اما اگه دیدین پیامی نذاشتم؛ مشکل از ویویو هست …



تحت دسته : دل نوشت

نوشته شده بوسیله : محبوبه در ساعت ۹:۴۱ ب.ظ | تاریخ : ۱۹ تیر ۱۳۸۷


تحت دسته : عکس نوشت

ماه من غصه نخور !

نوشته شده بوسیله : محبوبه در ساعت ۱۱:۲۸ ق.ظ | تاریخ : ۱۹ تیر ۱۳۸۷

این ترانه خیلی معنی داره …
خوب بخونش …

ماه من غصه نخور ! زندگی جزر و مد داره

دنیامون یه عالمه آدم خوب و بد داره

ماه من غصه نخور همه که دشمن نمی شن

همه که پرترک مثل تو و من نمی شن

ماه من غصه نخور ، مثل ماها فراوونه

خیلی کم پیدا می شه کسی روی حرفش بمونه

ماه من غصه نخور گریه پناه آدماست

تر و تازه موندن گل ، مال اشک شبنماست

ماه من غصه نخور ، زندگی خوب داره و زشت

خدا رو چه دیدی شاید فردامون باشه بهشت

ماه من غصه نخور ، پنجرمون بازه هنوز

باغچمون غرق گلای ناز و عاشقه هنوز

ماه من غصه نخور ، باز داره فصل سیب می شه

می دونم گاهی آدم تو وطنش هم غریب می شه

ماه من غصه نخور ، ماه ها که تب نمی کنن

ماه ها که از آدما کمک طلب نمی کنن

ماه من غصه نخور ، شمعدونیا صورتین

دلایی که عاشقن چون بشکنن قیمتین

ماه من غصه نخور ، سبک می شی بارون میاد

توی عاشقی باید نترسید از کم و زیاد

ماه من غصه نخور ، خاطره هامون کودکن

توی این قصه دلا یه وقتایی عروسکن

ماه من غصه نخور ، بازی زمین خوردن داره

کار دنیا همیشه تولد و مردن داره

ماه من غصه نخور ، گلا میان عیادتت

به نتیجه می رسه آخر یه روز عبادتت

ماه من غصه نخور ، خیلیا تنهان مثل تو

خیلیا با زخمای عاشقی آشنان مثل تو

ماه من غصه نخور زندگی بی غم نمیشه

اونی که غصه نداشته باشه آدم نمیشه

ماه من غصه نخور خیلی ها تنهان مثل تو

خیلی ها با زخم های زندگی آشنان مثل تو

ماه من غصه نخور، حافظ واست باز می کنم

شعراشو می خونم و تو رو مداوا می کنم





تحت دسته : شعر نوشت

انعکاس زندگی

نوشته شده بوسیله : محبوبه در ساعت ۱:۱۴ ب.ظ | تاریخ : ۱۸ تیر ۱۳۸۷


پسر و پدری داشتند در کوه
قدم می زدند که ناگهان پای پسر به سنگی گیر کرد، به زمین افتاد و داد کشید: آآآی ی
ی !!

صدایی از دوردست آمد: آآآی ی
ی!!

پسرک با کنجکاوی فریاد زد:
کی هستی؟

پاسخ شنید: کی هستی؟

پسرک خشمگین شد و فریاد زد:
ترسو!

باز پاسخ شنید: ترسو!

پسرک با تعجب از پدرش پرسید:
چه خبر است؟

پدر لبخندی زد و گفت: پسرم،
توجه کن و بعد با صدای بلند فریاد زد: تو یک قهرمان هستی!

صدا پاسخ داد: تو یک قهرمان
هستی!

پسرک باز بیشتر تعجب کرد.
پدر توضیح داد: مردم می گویند این انعکاس کوه است ولی این در حقیقت انعکاس زندگی
است. هر چیزی که بگویی یا انجام دهی، زندگی عیناً به تو جواب می دهد.

اگر عشق را بخواهی، عشق
بیشتری در قلبت به وجود می آید و اگر به دنبال موفقیت باشی، آن را حتماً به دست
خواهی آورد. هر چیزی را که بخواهی ، زندگی همان را به تو خواهد داد.



تحت دسته : ادبی

نوع دید و زندگی

نوشته شده بوسیله : محبوبه در ساعت ۲:۲۱ ب.ظ | تاریخ : ۱۷ تیر ۱۳۸۷

دیدگاه اول :
زندگی پر از فساد و گناه و ناامنی وبیماری و … هست.
اَه ! چه جوری آخه میشه بچه ام رو بذارم توی این جامعه باشه ؟!

* از تربیت بچه می ترسه با یه عالمه استرسی که داره زندگی رو ادامه می ده. حتی یه لحظه هم دلش آروم نیست.

دیدگاه دوم :
درسته که زندگی فساد و گناه و ناامنی وبیماری و … داره اما
بچه ام رو با خیال راحت بزرگ می کنم و سعی می کنم به این مشکلات خیلی فکر نکنم تا زندگیم پر از استرس باشه.

* بچه رو با یه خیال آسوده تربیت درست می کنه و بقیه رو می سپره به خدا.



تحت دسته : اجتماعی

نظر خصوصی

نوشته شده بوسیله : محبوبه در ساعت ۶:۴۰ ب.ظ | تاریخ : ۱۶ تیر ۱۳۸۷

دوست عزیزم ” ندا جان ” که واسم نظر خصوصی گذاشتی؛ من نمی دونم کی هستی …
حرفات واسم گنگ بود؛ اگه میشه یه نشونی، آدرسی چیزی از خودت واسم بذار.

نمی دونم واقعا اون نظرت واسه ی من بود یا اشتباهی واسه ی من نوشتی …

ممنون میشم اگه یه نشونی از خودت واسم بذاری تا بتونم باهات حرف بزنم .

__________________________________________

بقیه دوستان واسه ی پست قبلی نظر بذارن لطفا !!!
ممنون .



تحت دسته : دل نوشت

اخلاق بد

نوشته شده بوسیله : محبوبه در ساعت ۴:۳۳ ب.ظ | تاریخ : ۱۶ تیر ۱۳۸۷

به خاطر اخلاق‌های بد و رفتارهای زشتم
از تو عذر خواهی می‌کنم!

وقتی خیلی حرصم می‌گیره!

وقتی خشم باعث تندی اخلاقم می‌شه!

وقتی حسادت بر من چیره می‌شه!

وقتی به اون چیزی که دارم قانع نیستم!

وقتی در لذت بردن زیاده‌روی می‌کنم!

وقتی به کارهای اشتباهام اصرار دارم!

وقتی شیطون وارد روحم می‌شه!

وقتی از راه درست و سالم سرپیچی می‌کنم!

وقتی خودم رو به خواب غفلت می‌زنم!

وقتی به جای حقیقت، باطل رو انتخاب می‌کنم!

وقتی اشتباه خودم رو کوچیک می‌بینم و
اشتباه دیگران رو بزرگ!

یا وقتی کارهای خوب دیگران رو کم می‌بینم
و کارهای خوب خودم رو زیاد!

من رو ببخش!

اگه آدمی بخاطر پول و ثروتش خودش رو
میگیره!

یا وقتی یه نفر رو بخاطر بی‌پولی و فقیر
بودن درست و حسابی تحویلش نمی‌گیرم!

وقتی با دوست‌ها و همکارهام بدرفتاری می‌کنم!

یا وقتی در حق اون کسی که به من خوبی
کرده، بدی می‌کنم!

من رو ببخش!

وقتی جایی حرف زور می‌شنوم و ازش حمایت
می‌کنم!

یا چیزی رو می‌خوام که حق من نیست!

یا وقتی چیزی رو می‌گم که نمی‌دونم!

من رو ببخش!

وقتی در ذهنم، فکر فریب دادن کسی وجود
داره!

یا وقتی خیلی از رفتارهای خودم خوشم
میاد!

یا وقتی آرزوهای دست‌نیافتنی دارم!

به تو پناه می‌برم!

وقتی کارهای بدم رو ناچیز می‌بینم!

وقتی رفتارهای زشت بر من مسلط می‌شه!

یا وقتی روزگار با من قهر می‌کنه!

وقتی اسراف کردن باعث می‌شه که نعمت‌های
تو کم بشه!

به تو پناه می‌برم!

وقتی دشمن من رو دست‌کم می‌گیره!

یا وقتی به کسی مثل خودم نیاز پیدا می‌کنم!

یا وقتی زندگی برام سخت می‌شه!

یا وقتی هنگام مردن رسیده و من برای اون
دنیا کاری نکردم!

به تو پناه می‌برم!

از ناگواری‌های بزرگ، بدبختی‌های ناجور
و بدتر از همه ناامیدی!

خدایا!

من و همه‌ی آدم‌های روی زمین رو از
رفتارهای بدی که گفتم، نجات بده!

___________________________________________


مرجع :

http://www.norouzian.com/blog /



تحت دسته : ادبی ، اعتقادی