twitter googleplus facebook instagram yahoo email rss
  •  
  • صفحه اصلی

چون می‌گذرد، غمی نیست

دسته بندی ها: دل نوشت
برچسب ها: بدون برچسب
دیدگاه: ۱ دیدگاه
انتشار در تاریخ : جولای 12, 2014

قشنگی زندگی به گذشتن‌شه. اگه زندگی قرار بود درجا بزنه، وقتی شاد بودی اُوردُز می‌کردی و وقتی ناراحت بودی غم‌باد می‌گرفتی. تصور کن توی بزرگ‌ترین اتّفاقات، زندگی درجا می‌زد. توی اون استرس و اضطراب و مشغولیت ذهنی گیر می‌کردی، به نظر نمیاد که آدم اون‌جوری جونِ سالم به در می‌بُرد. قشنگ‌تر این‌که آدمی فراموش می‌کنه. حداقل‌ش این‌ه که اگرم همه چی رو فراموش نمی‌کنه، قرارم نیست ریز ریزِ اتفاقات و هیجانات و ناگواری‌ها رو یادش بمونه که.

حالا در نظر بگیر زندگی‌ رو، مواقعی که داره با اتفاقات غم‌گین و سنگین دور می‌زنه، جوری که انگار داره درجا می‌زنه و تو رو با خودش می‌بره به تلخ‌‍ترین روزا. این روزا هم می‌گذره‌ها امّا یه سری چیزا رو با خودش می‌بره و به جاش یه سری چیزای دیگه جا می‌ذاره. موهای سیاه رو می‌بره و رنگ سفید جا می‌ذاره. لطافت و طراوت ‌پوست رو می‌بره و چین و چروک و افتادگی جا می‌ذاره. شر و شور رو می‌بره و سکوت و صبوری جا می‌ذاره.

مراقب باش این روزا تو رو با خودش نبره. بمون. مقاومت کن. محکم باش. روزای خوب میان. روزای خیلی خوب. روزای خیلی خیلی خوب …

IMG_15391

دردم از یار است و درمان نیز هم

دسته بندی ها: دل نوشت
برچسب ها: بدون برچسب
دیدگاه: ۰ دیدگاه
انتشار در تاریخ : جولای 8, 2014

پنج‌شنبه – مهمونی خونه دایی:

خاله: روزه بهت نساخته‌ها خاله. پای چشمات گود رفته.

- آره خاله. عمدی‌ه!

 

ام‌روز – اتاق رئیس:

- ماه رمضونی به مشکل برخوردم آقای مهندس.

رئیس: چه مشکلی؟

- بنیه‌م کم شده. انگار ضعیف شدم. صبح‌ها نمی‌تونم ۷ بیام سر کار. دو روزه ساعت ۸ اومدم. گفتم بهتون بگم در جریان باشین صبح‌ها رو مرخصی می‌زنم یه ساعت.

 

الآن – توی فکرم:

- ساعت خواب‌م زیاد شده. بی‌حوصله شدم. وقت و بی‌وقت گریه می‌کنم. و خودم می‌دونم دردم یه چیز دیگه‌س.

 

عشق چی هست؟

دسته بندی ها: دل نوشت
برچسب ها: بدون برچسب
دیدگاه: ۰ دیدگاه
انتشار در تاریخ : جولای 7, 2014

ازم پرسیده بود: تا حالا عاشق شدی؟ اون‌روز خیلی با هم صمیمی نبودیم. نتونستم بهش دروغ بگم. حالا باهاش خیلی صمیمی‌ام. ام‌روز ازم پرسید: هنوزم بهش فکر می‌کنی؟ بازم نتونستم بهش دروغ بگم.

هر چه آرزوی خوب‌ه مالِ تو

دسته بندی ها: خاطرات
برچسب ها: بدون برچسب
دیدگاه: ۲ دیدگاه
انتشار در تاریخ : جولای 5, 2014

مینا توی مهمونی که روز قبل از عقد مریم ترتیب داده بود، داشت به فاطمه می‌گفت: من یکی از آرزوهام ازدواج تو بود. محبوبه هم که عروس بشه، دیگه آرزویی ندارم. این‌دفعه می‌مونه تا وقتی که امیرحسین بزرگ بشه و بخوام دامادش کنم.

IM_47461

شاید!

دسته بندی ها: دل نوشت
برچسب ها: بدون برچسب
دیدگاه: ۰ دیدگاه
انتشار در تاریخ : ژوئن 29, 2014

اشتباه بزرگ‌م این بود که حرف‌های‌ِ مگوی‌م را به زبان آوردم. شاید!

شاید!

دسته بندی ها: دل نوشت
برچسب ها: بدون برچسب
دیدگاه: ۰ دیدگاه
انتشار در تاریخ : ژوئن 29, 2014

برای این‌که باور کنم این اتّفاقات سنگین را، نمی‌نویسم. شاید!

برگه 1 از 145»

عکس‌های فوتوبلاگ من:


برای مشاهده سایر دل‌عکس‌ها اینجا کلیک کنید.



پُلِ ارتباطی

DellNeveshteha
مـَـه‌بانو در گوگل‌پلاس
میهمانان دل‌نوشته‌ها
  • کاربران حاضر: الان (1) نفر
  • بازدید امروز: (13) نفر
  • بازدید دیروز: (37) نفر
  • بازدید یکتا: (1847) نفر
  • کل بازدید صفحات(16961)

با قدرت Whitime

خوش آمدید , امروز جمعه, آگوست 1, 2014